سيد محمد باقر برقعى

3287

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

گر بود معنى آن مساوات * پس چرا خان نگردد مجازات هست قانون فقط حافظ خان * سنگر رشوه‌خواران و دزدان كفهء خان چو باشد در آن زر * نيست با كفهء توده ميزان نيست قانونى اكنون مقدّس * كان بود حافظ توده و بس زان پس از مدتى بىقرارى * روز و شب مىكشد انتظارى تا كه فرزندش از در درآمد * وارهد زين غم و رنج و خوارى مانده يك ماه و ده روز ديگر * تا كه بازآيد او نزد مادر ناگهان دشمن خلق ايران * با كمك ، با هماهنگى خان در شمال او به پا جنگ خونين * كرد و شد كشته خلقى فراوان گشت فرزند آن مادر زار * كشته در دست يك عده اشرار زن شتابان روان شد به بازار * دور او حلقه زد خلق بسيار جملگى مات و مبهوت از اين كار * تا چه گويد زن از بهر حضّار ناگهان از غضب او برآشفت * بهر مردم بدين‌سان سخن گفت جنگ توأم به نابودى ماست * جنگ سرمنشأ فقر و فحشاست سرنگون گردد اين پرچم شوم * كاين زمان در كف ينگه‌دنياست جنگ از ايده‌هاى تزار است * جنگ محصول سرمايه‌دار است صلح آن چهره‌هاى جوان است * صلح آن عشقهاى نهان است صلح آن كودك خوش‌زبان است * صلح اميد پير و جوان است پيش با هم زن و مرد ايران * پيش در راه صلح از دل‌وجان